تبلیغات
اسطوره های آسمانی
 اسطوره های آسمانی
عید سعید فطر شهادت حضرت علی (ع) شب قدر میلاد امام حسن مجتبی (ع) شهدا شرمنده ایم
پیام مدیریت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی ، به وبسایت اسطوره های آسمانی خوش آمدید.این محل نمایشگاه عکس اسطوره های آسمانیست اینجا محلی است برای به نمایش در آوردن عکسهایی که شما همرزم شهدا در اختیارمان میگذارید پس بسم الله رزمندهای دیروز عکسهایی که در آلبوم عکستان هست را به نمایش عموم بگذارید تا دیگران هم بهرمند شوند، لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وبلاگ،ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما در بهتر شدن كیفیت مطالب وبلاگ کمک کنید.با تشکر، مدیر وبلاگ : یار شهید
آخرین مطالب
لینک دوستان
+ نویسنده یار شهید در 03:20 ب.ظ | نظرات()

مینویسم تا یادم نرود:

تمام اقتدار میهنم را از پرواز شما دارم...

این روزها بیشتر از همیشه

شرمنده نگاه منتظرتان هستیم

آن نگاهی که گویا فریاد میزند...

خونمان را به سازش با دشمن نفروشید

افسوس...هزاران افسوس که خون دل خوردنت هایتان...یادمان رفت




مراسم وداع با شهدای ترور با حضور روسای قوای سه‌گانه و جمعی از مقامات لشکری و کشوری در مجلس شورای اسلامی برگزار شد. به گزارش ۷لوح به نقل از خبرنگار میزان، مراسم وداع با شهدای ترور از ساعت ۱۰ صبح امروز با تلاوت آیاتی چند از سوره آل عمران کلام‌الله مجید در تالار آفتاب مجلس شورای برگزار گردید

ادامه مطلب



ابراز خوشحالی مریم رجوی از سرکردگان منافقین همنوا با اربابان سعودی خود در کنار ابراز همدردی یمن، عراق، سوریه و لبنان و حماس را هم می توان باهم دید و دوست را از دشمن تمیز داد تا شاید عده ای دیگر برای همدردی با مردم فرانسه به خیابان نیایند و شمع به دست نشوند!

ادامه مطلب
برچسب‌ها: پلاسکو ،مریم رجوی ،شهدای مدافع حرم ،آتش نشانی ،اسطوره های آسمانی ،
+ نویسنده یار شهید در 12:10 ب.ظ | نظرات()

،بعضی عکسها را که می بینی، آداب و ترتیب فراموشت می شود، فقط بغض می کنی. فقط سینه ات تنگ می شود. فقط احساس خفگی می کنی. شاید هم این حس مختص به من باشد، نمی دانم ولی این عکس با من همین کار را کرد. این عکس را از پایگاه “مهدیرجه” برداشتم. عکس مربوط می شود به مراسم تشییع شهید “مسعود عموزاده مهدیرجی” . ایشان ۲۰ دی ۱۳۶۵ در ۱۷ سالگی در “شلمچه” به شهادت رسید. مادر شهید نفر اولی است زیر تابوت پسرش را گرفته. شکوه عجیبی در هیبت این مادر موج می زند. وصیتنامه پسر را که می خوانی، دیدن عکس بیشتر آتشت می زند:

11

“..خدا! چه خوب و زیباست روزی که در آن گناه نباشد و بتوان با تو دیدار و ملاقات کرد.
خدایا! مرا از بلای غرور و خود خواهی نجات ده، تا حقایق وجودت را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم . پروردگارا! به سوی تو می آیم و از عالم و عالمیان می گریزم ،و تو مرا در جوار رحت خود سکنی بده.
آفریدگارا! یاری ام ده تا از آن کسانی باشم که سرمایه وجودشان را به پیشگاه تو تقدیم داشته و ارزش خویش را باز یافته اند و بر سر بیعت خود پا بر جا و استوار ایستاده‌ا‌ند و بی تزلزل و تردید ندای محبت تو رابا انتخاب قرب جوارت پاسخ مثبت داداه اند.
بارالها! توفیقم اعطا کن که پویایی راه آن شهیدانی باشم که به حیات جاوید تو در زیر پرچم حق و هدایت قدم برداشته اند و بی تزلزل جام گوارا و شیرین شهادت را نوشیدند . غصه دارد و در دوره شهادت با مرگی غیراز شهادت دنیا را ترک کردن… “
شیر مادرت حلالت برادرم. معلوم است که از این مادر، چنین پسری توقع می رود.
خدا از سر تقصیرات ما خواهد گذشت؟ رسیدن به این جوان، از پس ما برمی آید؟